جمال الدين محمد الخوانساري
52
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
است كه مقدر شده وزياد بر آن نشود وچيزى كه مقدر نشده از براي تو محال است كه روزى تو شود پس حرص زياد نبايد داشت گاه باشد كه آنچه حرص آن دارى مقدر نشده باشد از براي تو وسعى ترا در آن أصلا اثرى نباشد وبر تقديرى كه اثرى باشد گاه باشد كه اجل أمان ندهد از تمتع بآن وبهره يافتن از آن پس با وجود اين احتمالات حرص زياد گاه باشد كه بغير از بدبخت نمودن نفس وبتعب وزحمت انداختن آن بعبث ثمره ندارد . 3791 انّك ان ملّكت نفسك قيادك أفسدت معادك واوردتك بلاء لا ينتهى وشقاء لا ينقضي . بدرستى كه تو اگر بگردانى نفس خود را مالك قياد خود تباه گرداند روز بازگشت ترا ، ووارد سازد ترا بر بلائي كه بپايان نرسد وبدبختيى كه بسر نيايد . « قياد » بكسر قاف ريسمانى را گويند كه چيزى را بآن بكشند ومراد آنست كه : اگر نفس خود را مالك بر عنان خود گردانى وبگذارى كه ترا بهر جانب كه خواهد ببرد تباه گرداند روز بازگشت ترا ووارد سازد ترا بر بلائي كه بپايان نرسد وبدبختيى كه بسر نيايد . 3792 انّك طريد الموت الّذى لا ينجو هاربه ولا بدّ انّه مدركه . بدرستى كه تو شكار مرگى كه رستگارى نيابد گريزنده از آن وناچار بتحقيق كه آن دريابنده است أو را . 3793 انّك ان اشتغلت بفضائل النّوافل عن أداء الفرائض فلن يقوم فضل تكسبه بفرض تضيّعه .